باز باران



امروز جمعه, 07 اردیبهشت 1397 .

 
 
Developed by JoomVision.com
 
 
 
 
محل کنونی شما: دانلود نمونه سوالات هدیه های آسمان روشهاي آموزش وتربيت ديني درسيره عملي پيامبراعظم
 
 

روشهاي آموزش وتربيت ديني درسيره عملي پيامبراعظم

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

حميدرضا سروريان

اشاره
در اين نوشتار شيوه هاي آموزشي و تربيتي حضرت رسول اعظم(ص) مورد بحث قرار گرفته است. آنچه در اين مقاله مورد نظر است نشان دادن شيوه هاي متنوع آموزشي و تربيتي حضرت در امر تعليم و تربيت است شيوه‌هايي كه هر كدام در جايگاه مناسب خود مي‌تواند در امر تعليم و تربيت مهم تلقي گردد . شيوه هاي مورد بحث عبارتند از: آموزش به روش غيرمستقيم، آموزش به شيوه تكرار، آموزش به شيوه عكس العمل مناسب، آموزش به شيوه پرسش و پاسخ، آموزش به شيوه تمثيل، آموزش به شيوه رفتاري نه تنها رهنمود گفتاري، آموزش به شيوه خطابه، آموزش به شيوه استفاده از وسايل كمك آموزشي، آموزش به شيوه عيني و تجربي، آموزش به روش نمايش خود عمل.
مقدمه:
همه قراين حاكي از آن است كه پيامبر اعظم(ص) به امر آموزش به صورت عام و آموزش و تربيت ديني به صورت ويژه اهميت زيادي مي داد. اما آنچه در آموزش و تربيت ديني با توجه به ويژگي خاص آموزه هاي ديني و مسايل تربيتي اهميت دارد، استفاده از روشهايي است كه بتوان به اهداف تعيين شده نايل آمد. امروزه بسياري از معلمين و استادان امور ديني و تربيتي نسبت به آموزش و تربيت مخاطبان، توفيق چنداني ندارند. آنچه در مرحله اول براساس يك تجربه عام از علت اين ناكامي مي توان سخن به ميان آورد، استفاده نكردن از روش هاي متنوع آموزشي و تربيتي در بعد ديني است. آنچه امروزه بيشتر در امر آموزش و تربيت ديني استفاده مي شود، روش خطابه و يك طرفه است؛ گويي يك نفر
مي خواهد به ديگران بگويد: چه چيزي خوب است و چه چيزي بد و تو بايد به خوب عمل كني و از بد اجتناب نمايي، در حالي كه براي رسيدن به اهداف الهي شيوه هاي آموزشي و تربيتي متنوعي متصور است. آنچه در اين مقاله به آن پرداخته شده است بررسي شيوه هاي آموزش و تربيت ديني در سيره عملي پيامبر اسلام(ص) است. در اين مقاله نشان خواهيم داد كه چگونه حضرت رسول اكرم(ص) از شيوه هاي بسيار جذاب و موفق براي آموزش و تربيت ديني استفاده مي كرد و قطعاً اين امر يكي از عوامل موفقيت حضرت در امر مذكور بوده است. استفاده از اين شيوه ها در اين زمان مي تواند در موفقيت اهداف آموزش و تربيت ديني تأثير زيادي داشته باشد.
1.
آموزش به شيوه غيرمستقيم
گاه در مواردي آموزش غير مستقيم اثر بيشتري در متعلم مي گذارد يعني اگر به متعلم مستقيماً گفته شود كه فلان امر خوب يا بد است يا آن كار بايد انجام بشود يا نه، ممكن است او موضع گيري نمايد و خيلي توجه نكند و اين امر در مسائل اخلاقي و ارزشي و مذهبي بسيار مهم است كه هميشه به صورت مستقيم آموزش داده نشود، گرچه تأثير آموزش مستقيم در جاي خود بسيار زياد است. ولي در مواردي آموزش غير مستقيم مؤثرتر است. حضرت رسول(ص) در مواردي به صورت غير مستقيم، حقايق عالي الهي را تفهيم مي كرد. ابومسعود انصاري مي گويد: غلامي داشتم كه او را كتك مي زدم. از پشت سر خود صدايي شنيدم كه مي فرمود: بدان ابا مسعود! خداوند تو را بر او توانايي داده است. (او را بنده تو ساخته)، برگشتم، ديدم رسول خدا(ص) است. به رسول خدا(ص) گفتم: من او را در راه خدا آزاد كردم!! پيامبر(ص) فرمود: اگر اين كار را انجام
نمي دادي، آتش تو را فرا مي گرفت.
در اين داستان، پيامبر اكرم(ص) به صورت مستقيم از ابتدا نفرمود كه تو به اين بنده ظلم مي كني و جايگاه تو آتش است بلكه مطلب را به صورت غير مستقيم و كنايي به او فرمود و اين آموزش چنان در ابومسعود اثر گذاشت كه آن بنده را در راه خدا آزاد كرد. نوع بيان در آموزش هاي ارزشي و دستورالعملهاي رفتاري بسيار مهم است. بايد بيان به گونه اي باشد كه در قلب مخاطب فرونشيند.
از امام علي(ع) روايت است كه فرمود: هرگاه فردي در نزد پيامبر(ص) دروغ مي گفت ايشان تبسم مي نمود و مي فرمود: حرفي است كه او مي گويد.
طبق اين روايت پيامبر اعظم(ص) به صورت غيرمستقيم مي فهماند كه دروغ بد است و نزد حضرت(ص) جايگاهي ندارد يعني تعبير اين كه حرفي است كه او مي گويد كنايه است كه مورد قبول من نيست و نبايد دروغ گفت.
پيامبر اعظم(ص) مي خواست بفهماند كه مردگان پس از مردن نابود نمي شوند بلكه ارواح آنها داراي ادراك مي باشند. پيامبر اكرم(ص) مي توانست اين امر را مستقيماً بيان كند اما با شيوه اي غيرمستقيم، پس از اينكه مطلب خود را در ذهن مخاطب وارد مي كند و سؤالي براي او مطرح مي شود نهايتاً حرف آخر را به صورت مستقيم بيان مي كند. در حديث معروفي آمده است كه پيامبر(ص) در جنگ بدر دستور داد اجساد كفار را بعد از پايان جنگ در چاهي بيفكنند سپس آنها را صدا زد و فرمود: «آيا شما آنچه را كه خدا و رسولش وعده داده بود به حق يافتيد من كه آنچه را خداوند به من وعده داده بود به حق يافتم». در اينجا عمر اعتراض كرد وگفت اي رسول خدا چگونه با اجسادي سخن مي گويي كه روح در آن نيست. پيامبر(ص) فرمود: شما سخنان مرا از آنها بهتر نمي شنويد چيزي كه هست آنها توانايي پاسخگوئي ندارند. يعني اينكه پيامبر اسلام(ص) با مردگان سخن مي گويد به صورت غيرمستقيم دارد بيان مي كند كه آنها درك دارند.
2.
آموزش به شيوه تكرار
تكرار يكي از روشهاي آموزشي و پرورشي پيامبر اسلام(ص) بود كه حضرت در شرايط مناسب از آن براي نشان دادن اهميت موضوع و نهايتاً هضم آن در ذهن مخاطب استفاده
مي نمود. در زمان حضرت رسول(ص) مردي بود كه شغل مناسبي نداشت و از بيكاري در تنگنا زندگي مي كرد، روزي همسرش او را راضي كرد كه براي گرفتن كمك نزد پيامبر(ص) برود، او نيز راهي خانه پيامبر(ص) شد وقتي در حضور پيامبر(ص) نشست لب به سخن نگشود پيامبر(ص) به وي گفت: هركس از ما ياري بخواهد او را ياري مي كنيم ولي اگر بي نيازي بورزد خدا او را كمك مي كند. مرد مأيوس برگشت روز بعد براي بار دوم به نزد پيامبر(ص) رفت باز پيامبر(ص) همان جمله را به وي گفت بارسوم وقتي مرد همان جمله را شنيد تازه فهميد كه پيامبر(ص) از او چه
مي خواهد و چه درسي به او داده است. بلافاصله يك تبر برداشت و به صحرا رفت و با هيزم هايي كه به دست آورده بود درآمد خوبي پيدا كرد آنگاه خدمت پيامبر(ص) آمد و گزارش داد كه چگونه براي سؤال آمد و چه از پيامبر(ص) شنيد: پيامبر(ص) فرمود: من كه به تو گفتم: هر كه از ما سؤال كند به او عطا كنيم و هركه بي نيازي جويد خدايش بي نياز كند.
در اين داستان، اگر پيامبر(ص) به بار اول اكتفا مي كرد مرد متوجه نمي شد اما با تكرار مطلب، شخص متوجه پيام تربيتي و آموزشي حضرت(ص) گرديد.
در روايتي از ابي الدرداء آمده است: روزي درباره مسئله‌اي ديني در حال جدال و مراء بوديم كه پيامبر (ص) بر ما وارد شد و با ديدن اين حالت (مراء و جدال) به قدري خشمگين گشت كه سابقه نداشت، سپس فرمود: همانا پيش از شما، مردم به خاطر مراء و جدال هلاك شدند، مراء و جدال را كنار بگذاريد، چرا كه مؤمن، مراء نمي كند، مراء را رها كنيد ، چرا كه اهل مراء زيانكارند، مراء را رها كنيد، چرا كه من روز قيامت مراء كننده را شفاعت نمي‌كنم، مراء را كنار بگذاريد، همانا من سه خانه در ابتدا، وسط و بالاي بهشت براي كسي كه صادقانه مراء را رها كند، ضامن هستم، مراء را رها كنيد، زيرا پس از پرستش بتها، اولين چيزي كه پروردگارم مرا از آن نهي كرده ، مراء است.
روزي يكي از اصحاب از پيامبر خواست كه به وي اندرز بدهد. پيامبر از او سه بار قول گرفت و او را متوجه اهميت مطلبي كه مي خواهد بگويد كرد، به او فرمود: قبل از انجام هر كاري در عاقبت آن بينديش. اگر ديدي نتيجه و عاقبتش صحيح است آن را دنبال كن و اگر عاقبتش گمراهي و تباهي است از تصميم خود صرف نظر نما.
ابن عباس گفت: هرگاه پيامبر سخني را
مي فرمود يا در مورد چيزي از ايشان سؤال
مي شد، سه مرتبه تكرار مي كرد تا هم سخن آن شخص كاملاً روشن شود و هم ديگران بفهمند.
نكته قابل توجه اين است كه تكرار مضامين الهي در گفتار پيامبر اسلام(ص) خلاصه
نمي گردد بلكه گاه به علت اهميت موضوع پيامبر(ص) به تأكيد و تكرار عملي بر يك فعل مي پرداخت. مانند آن كه پيامبر(ص) پس از نزول آيه تطهير چندين ماه در خانه علي و فاطمه (عليهما السلام) مي آمد و همراه با سلام كردن به اهل خانه، آيه تطهير را تلاوت مي نمود.
3.
آموزش به شيوه عكس العمل مناسب
گاه حضرت رسول(ص) مطلب خود را با يك عكس العمل و رفتار مناسب به مخاطب
مي فهماند، يعني به جاي سخن گفتن، با يك موضع گيري مشخص و مناسب پيام خود را مي رساند كه اين شيوه آموزشي و تربيتي در جايگاه مناسب خود بسيار مؤثر است.
حضرت روزي وارد خانه حضرت فاطمه (عليها السلام) شد و ديد فاطمه(ع) دستبندي از نقره، به دست دارد و يك پرده الوان هم آويخته است. پيغمبر با آن علاقه مفرطي كه به حضرت زهرا(س) داشت، بدون آنكه حرفي بزند برگشت. حضرت زهرا(س) احساس كرد كه پدرش اين مقدار را هم براي ايشان
نمي پسندد چون دوره اهل صفه است. فوراً آن دستبند نقره را از دستش بيرون آورد و پرده الوان را هم پايين كشيد و به همراه كسي خدمت رسول اكرم(ص) فرستاد. آن شخص آمد عرض كرد: يا رسول الله! اينها را دخترتان فرستاده و عرض مي كند: به هر مصرفي كه صلاح مي دانيد برسانيد، آن وقت چهره پيامبر شكوفا شد و فرمود پدرش بقربانش باد.
آن حضرت مالي را ميان اصحاب خود تقسيم كرد، يكي از اعراب گفت: در اين قسمت خدا را ملاحظه نكرد. چون اين خبر به رسول الله(ص) رسيد رخسارش سرخ شد- حضرت با اين عكس العمل به ديگران فهماند كه آن عرب چه گفتار ناشايستي گفته است- سپس فرمود خدا رحمت كند برادرم موسي را بيش از اين اذيت ديد و صبر كرد.
4.
آموزش به شيوه پرسش و پاسخ
پيامبر اكرم(ص) در روند آموزش و تعليم خود موارد زيادي سؤال مي كرد تا جواب سؤال يا به واسطه خود فراگيران به دست آيد يا به جواب سؤال نزديك شود يا حداقل زمينه بهتر، جهت پاسخ صحيح توسط خود پيامبر(ص) فراهم آيد. در اين روش پيامبر(ص) ضمن بيرون كشيدن اطلاعات مخاطبين و ارزيابي وسعت دايره اطلاعات آنها متناسب با آن، جواب مي داد. نكته جالب آن است كه
پرسش هاي پيامبر(ص) كاملاً به صورت دقيق و متناسب با موقعيت و در فاصله هاي زماني مشخصي بود تا مخاطب خود شخصاً درگير موضوع شود و فرصت تفكر را بيابد. البته گاهي پيامبر(ص) ابتدا خود پرسش مي كرد و گاه زمينه را طوري فراهم مي نمود كه مخاطب در ذهنش سؤال ايجاد شود. و با توجه به اينكه آن سؤال محصول ذهن مخاطب بود جواب پيامبر(ص) چنان براي او قابل تفهيم بود كه بهتر از آن امكان نداشت. در روايتي پيامبر(ص) كه به اصحاب خود فرمود: برادر خود را ياري كنيد، چه مظلوم باشد چه ظالم. بلافاصله يكي از صحابه سؤال كرد: يا رسول الله، اگر او مظلوم باشد، ياري اش مي كنم اما بفرماييد چگونه مي توانم يك ظالم را ياري دهم؟ پيامبر(ص) جواب داد : در آن صورت او را از بي عدالتي باز دار! چرا كه كمك واقعي، بازداشتن او از ظلم است.
اين روايت به خوبي روشن مي نمايد كه يك جمله دقيق چگونه ذهن مخاطب را تحريك مي كند و چه سؤال زيبايي براي او مطرح
مي شود و چه زيباتر حضرتش(ص) پاسخ
مي دهد.
خدمت رسول خدا (ص) از مردي ستايش كردند تا آنجايي كه همه خصال خوب را برايش شمردند، رسول خدا (ص) فرمود: عقل او چگونه است؟ عرض كردند: اي رسول خدا ! ما به شما از كوشش وي در عبادت و كارهاي خير او گزارش مي دهيم، شما از عقلش پرسش مي نماييد؟! حضرت(ص) فرمود: به راستي احمق به خاطر كم خرديش به مراتب بيشتر از بدكردار، گرفتار فسق و فجور شود. فرداي قيامت مردم تنها به عقلي كه دارند به درجات بالا و به قرب پروردگار خود مي‌رسند.
در اين روايت زيبا حضرت رسول(ص) براي مشخص كردن جايگاه عقل در اسلام چگونه با سؤال و سپس جواب اصحاب، آموزه خويش را بيان مي كند.
اين شيوه علاوه بر آنكه موجب نشاط مخاطب مي گرديد زيرا او را درگير مطلب مي نمايد، باعث مي شد كه مطلب در ذهن و قلب مخاطب بهتر فرو نشيند.
5.
آموزش به شيوه تمثيل
در امر آموزش، استفاده از مثال هاي زيبا، در فرايند يادگيري و تنوع و نشاط آن سهم زيادي دارد. پيامبر اسلام (ص) همانند قرآن مجيد از مثال هاي زيادي در مناسبت هاي گوناگون براي رساندن پيام الهي و ياد دادن حقايق معنوي استفاده نموده است استفاده از تمثيل موجب مي شود كه مخاطب مطلب را ساده تر بياموزد. پيامبر اسلام(ص) براي آنكه بفمهاند كه دين اسلام، دين منطقي و معتدلي است و نبايد انسانها با فشار آوردن و سختگيري بيش از حد، فكر كنند كه زودتر به مقصد مي رسند بلكه اين امر چه بسا موجب شود كه اصلاً به مقصد نرسند خطاب به جابر فرمود: اي جابر! دين اسلام دين با متانتي است. با خودت با مدارا رفتار كن. اي جابر! انسانهايي كه خيال مي كنند با فشار آوردن و سختگيري بر خود زودتر به مقصد مي رسند، اشتباه مي كنند آنها اصلاً به مقصد نمي رسند. مثل آنها، مثل آدمي است كه مركبي به او داده اند كه از شهري به شهر ديگر برود. او خيال مي كند كه هر چه بيشتر بر مركب فشار بياورد، زودتر مي رسد. منزل اول و دوم و سوم را ممكن است در ظرف يك روز برود. اما ناگاه متوجه مي شود كه حيوان بيچاره را زخمي كرده است و حيوان هم از راه مانده است در اينجا به مقصد كه نرسيده است هيچ، مركب خويش را هم ناقص كرده است.
در حديث گويا و بيدار كننده اي از امام صادق(ع) مي خوانيم رسول خدا وارد زمين بي آب و علفي شد به يارانش فرمود هيزم بياوريد عرض كردند اي رسول خدا(ص) اينجا سرزمين خشكي است كه هيچ هيزم در آن نيست فرمود: برويد هر كدام هر مقدار مي توانيد جمع كنيد، هريك از آنها مختصر هيزم يا چوب خشكيده اي با خود آورد همه را پيش روي پيغمبر(ص) روي هم ريختند سپس پيامبر(ص) فرمود: «اينگونه گناهان كوچك روي هم متراكم مي شوند (و شما به تك تك آنها اهميتي قائل نيستيد)» سپس فرمود: «بترسيد از گناهان كوچك كه هر چيزي طالبي دارد و طالب آنها آنچه را از پيش فرستادند وآنچه را از آثار باقي گذاشته اند مي نويسد و همه چيز را در كتاب مبين ثبت كرده».
اين حديث تكان دهنده ترسيمي است گويا از تراكم گناهان كم اهميت و آتش عظيمي است كه از مجموع آنها زبانه مي كشد.
در اين سيره، پيامبر(ص) براي عيني كردن اين حقيقت كه گناه گرچه كم و كوچك باشد، ولي در اثر تكرار ، زياد و بزرگ مي شود، اصحاب را براي جمع آوري هيزم در بيابان خشك و بي آب و علف مأمور ساخت تا اين حقيقت را به صورت عيني و محسوس به آنان نشان دهد.
6.
آموزش به شيوه رفتاري نه تنها رهنمود گفتاري
حضرت رسول(ص) در آموزش و تربيت ديني به گفتار تنها بسنده نمي كرد بلكه او قبل از هر سخن تربيتي خود اسوه عملي آن بود. آنچه به آموزش هاي ديني ويژگي خاص مي دهد، اهميت عمل و رفتار است كه شخص معلم بايد بدان پايبند باشد تا در هدف خود موفق شود. از نمونه هاي سيره عملي حضرت رسول(ص) در راستاي شركت در ساخت اولين مسجد امت اسلام است كه دوش به دوش اصحاب حضرت (ص) كار مي كرد و وقتي اصحاب گفتند اجازه دهيد ما خودمان كار كنيم و شما استراحت نماييد پيامبر نپذيرفت.
اين رفتار، مهمترين اثر آموزشي و تربيتي را به همراه داشت كه تمام افراد بايد در امور جمعي سهيم باشند و هريك در اهداف جمعي تعيين شده سهمي مثبت داشته باشند.
7.
آموزش به شيوه خطابه
پيامبر اسلام (ص) در مناسبت ها و شرايط گوناگون خطابه هايي جذاب و دلنشين ارايه مي كرد. در بعضي از شرايط با زبان ملاطفت و نرمش نمي توان، پيام حق را رساند بلكه آنجا جايگاه زباني برنده و گويا است تا پيام حق رسانده شود آنجا بايد احساسات افراد را در جهت حق شكوفا كرد، گرچه فن خطابه
مي تواند در جهت منفي يعني القاي اهداف غير الهي هم استفاده شود اما آنچه مهم است تأثير گذاري اين فن و اين شيوه آموزشي و تربيتي در بين انسانهاست. و پيامبر اسلام(ص) از اين شيوه در مناسبت هاي گوناگون استفاده مي كرد.
خطابه هاي نخستين پيامبر اكرم(ص)، پيرامون اصول و پايه هاي تربيت ديني بود چنانكه
مي توان گفت اولين خطابه حضرت رسول(ص) پس از بعثت زماني بود كه بر فراز كوه صفا مردم را به خدا پرستي دعوت كرد و بعد اين خطابه ها متناسب با رشد مردم، در راستاي نيازمنديهاي فردي و اجتماعي مردم، صورت مي گرفت.
مرد انصاري خانه جديدي در يكي از محلات مدينه خريد و به آنجا منتقل شد ، تازه متوجه شد كه همسايه ناهمواري نصيب وي شده، به حضور رسول اكرم(ص) آمد و عرض كرد: «در فلان محله، ميان فلان قبيله، خانه اي
خريده ام و به آنجا منتقل شده ام متأسفانه نزديكترين همسايگان من شخصي است كه نه تنها وجودش براي من خير و بركت و سعادت نيست، از شرش نيز در امان نيستم، اطمينان ندارم كه موجبات زيان و آزار مرا فراهم نسازد. رسول اكرم(ص) چهار نفر؛ علي ، سلمان، ابوذر، و شخصي ديگر را ـ كه گفته اند مقداد بوده است ـ مأمور كرد، با صداي بلند در مسجد بر عموم مردم از زن و مرد ابلاغ كنند كه؛ « هركس همسايگانش از آزار او در امان نباشند ايمان ندارد».
اين اعلان در سه نوبت تكرار شد. بعد
رسول اكرم(ص) در حالي كه با دست خود به چهار طرف اشاره مي كرد فرمود: « از هر طرف تا چهل خانه، همسايه محسوب
مي شوند».
در اين روايت، پيامبر اكرم (ص) به جهت اهميت و درك موضوع چند نفر را امر فرمود تا همگي به صورت خطابي جمله اي كه در بردارنده پيام مهم حق همسايه است را از مكاني عمومي اعلام كنند تا مردم به اهميت آن پي ببرند.
روزي‌سه نفر از زنها، به حضور رسول‌اكرم(ص) آمدند و از شوهران خود شكايت كردند. يكي گفت : شوهر من گوشت نمي خورد. ديگري گفت: شوهر من از بوي خوش اجتناب مي كند. سومي گفت: شوهر من از زنان دوري مي كند. رسول خدا(ص)
بي درنگ درحالي كه به علامت خشم ردايش را به زمين مي كشيد، از خانه به مسجد رفت و بر منبر آمد و فرياد كرد: چه مي شود گروهي از ياران مرا، كه ترك گوشت و بوي خوش و زن كرده اند؟!
همانا من خودم ، هم گوشت مي خورم و هم بوي خوش استعمال مي كنم و هم از زنان بهره مي گيرم، هركس از روش من اعراض كند از من نيست.
8.
استفاده از وسايل كمك آموزشي
پيامبر اسلام(ص) متناسب با امكانات موجود از وسايل كمك آموزشي براي رساندن پيامهاي الهي و تربيتي خود استفاده مي نمود و اين امر علاوه بر كمك به بهتر فهميدن، از يكنواختي در امر آموزش جلوگيري مي كرد و با ايجاد تنوع و جذابيت ، امر آموزش و تربيت را سهل مي نمود. جابربن عبدالله مي گويد: پيامبر(ص) بر روي زمين جلوي خود، خطي مستقيم كشيد و فرمود: اين راه خداست سپس خطوطي مورب به آن خط وصل كرد و فرمود: اين ها همه راههايي است كه بر سر هر يك شيطاني قرار دارد كه به آن دعوت مي‌كند، سپس دست خود را روي خط مستقيم گذاشت و اين آيه را تلاوت كرد: « اين راه مستقيم من است، از آن پيروي كنيد و از راههاي پراكنده پيروي نكنيد كه شما را از راه حق دور مي سازد اين چيزي است كه خداوند شما را به آن سفارش مي كند، شايد پرهيزكاري پيشه كنيدپيامبر اكرم(ص) با استفاده از ابزار در اختيار به ياران خود فهماند كه راه حق هميشه واحد است اما راههاي باطل زياد كه براي هر يك آنها شيطاني است كه گمراهان را به آن سو مي كشاند.
پيامبر(ص) سه چوب را در فواصل مختلف يكي را جلوي خود دومي را كنار آن و سومي را دورتر قرار داد و فرمود: آيا مي دانيد اين چوبها چيستند؟ عرض كردند : خدا و رسولش داناترند. پيامبر (ص) فرمود: اين چوب (اولي) انسان است و آن (دومي) اجل و مرگ او و آن ديگري آرزوي اوست كه فرزند آدم را گرفتار خود سازد و پيش از رسيدن به آرزو مرگ، او را فراگيرد.
پيامبر اكرم(ص) با استفاده از اين ابزار آموزشي ساده به زيبايي اين حقيقت را كه انسان بايد بفهمد كه به مرگ چقدر نزديك است و نبايد در تخيل نيل به آرزوهاي نامحدود كه با مانعي همچون مرگ روبروست فرو رود.
9.
استفاده از شيوه عيني و تجربي در امر آموزش
يكي از شيوه هاي جذاب آموزشي و تربيتي پيامبر اسلام(ص) توجه به امور عيني در امر آموزش بود يعني: حضرت تنها به گفتارهاي صرفاً نظري و عقلاني در حوزه هاي مختلف بسنده نمي كرد. بلكه در آموزش از امور ملموس و محسوس كه قابل احساس براي مخاطبان است استفاده مي كرد زيرا براي انسان درك امور محسوس به مراتب از درك امور معقول و نظري آسانتر است و پيامبر(ص) از امور محسوس و قابل تجربه و طبيعي انسانها را به امور غير محسوس و ماوراء طبيعي هدايت مي نمود.
حضرت(ص) براي نشان دادن علاقه بسيار خويش به نماز از تشبيه معقول به محسوس استفاده فرمود و خطاب به ابوذر فرمود: «اي اباذر، خداوند نور چشم مرا در نماز قرار داد و ميل به آن را در من به مانند ميل گرسنه به غذا و ميل تشنه به آب قرارداد. با اين تفاوت كه گرسنه هرگاه غذا ميل كند سير مي شود و تشنه هرگاه آب بياشامد سيراب مي شود، ولي من از نماز ـ هرگز ـ سير نمي شوم
در اين روايت زيبا پيامبر (ص) در امر آموزش و تربيت ذهنها را به سمتي سوق مي دهد كه مردم هر روز با آن ارتباط دارند و آن توجه به امور عيني است كه بستر بهتر فهميدن مخاطب را فراهم مي نمايد.
10.
آموزش به شيوه نمايش خود عمل
پيامبر اكرم(ص) تنها به آموزش نظري اكتفا نمي كرد بلكه از آموزش هاي عملي به صورت انجام دادن خود عمل ( هدف ) نيز استفاده
مي نمود اين شيوه كه از بهترين شيوه هاي آموزشي و تربيتي است بسيار در تحقق اهداف آموزشي و تربيتي مؤثر است يعني : يكبار گفته مي شود كه چگونه بايد وضو گرفت و يكبار وضو گرفته مي شود تا ديگران ياد گيرند. پيامبر(ص) گاهي در بين مردم وضو مي گرفت و مي پرسيد ‹‹ چه كساني مثل من وضو
مي گيرند؟»
از ابن مسعود روايت است كه حضرت(ص) در هنگام نماز دست خود را بر روي شانه هاي ما قرار مي داد و مي فرمود: صاف و منظم بايستيد، كج نايستيد كه بين دلهايتان اختلاف مي افتد و در كتاب نهايه علامه آمده است كه پيامبر(ص) هرگاه در روز عيد فطر و قربان خارج مي شد با صداي بلند تكبير مي گفت.
و اين آموزش هاي عملي در سيره حضرت(ص) بسيار است به گونه اي كه سيره عملي خود حضرت(ص) جزء سنت مسلمانان قرار گرفته است.